از خط تا پاپ؛ جهان تصویری حمید طلوعیفرد
روایتی از خاطره، زندگی روزمره و سفر کاراکترها میان زمانها و فرهنگها
اگر تنتن امروز از صفحات کمیک بیرون میآمد، کجا میرفت؟ اگر سر از خیابانهای استانبول درمیآورد چه؟ یا اگر ناگهان خودش را مقابل یکی از آثار اندی وارهول، باسکیا یا لیختنشتاین پیدا میکرد؟
جهان تصویری حمید طلوعیفرد از همین بازیها جان میگیرد؛ از جایی که مرز میان خاطره و اکنون، شرق و غرب و حتی واقعیت و جهان کمیک کمرنگ میشود. شخصیتهایی که زمانی در کتابها، مجلات و انیمیشنهای چند دهه گذشته زندگی میکردند، در آثار او از دنیای اصلی خود بیرون میآیند و پا به زندگی امروز میگذارند.
آنها سفر میکنند، با جغرافیاهای تازه روبهرو میشوند و هر بار، در دل مکان و فرهنگی تازه، ماجرایی تازه هم برایشان شکل میگیرد.
حمید طلوعیفرد، متولد ۱۳۶۳ در تهران و دانشآموخته رشته گرافیک، هنرمند هنرهای تجسمی و فعال در حوزه پاپآرت معاصر است که در حال حاضر در ترکیه زندگی و فعالیت میکند. پیشینه گرافیکی او را میتوان در نوع مواجههاش با فرم، حروف و ترکیببندی نیز دنبال کرد؛ مسیری که در طول سالها به شکلگیری زبان بصری مشخص او انجامیده است. زبانی که در آن آیکونهای فرهنگ عامه جهانی و زیباییشناسی کمیکاستریپ با موتیفها و ساختارهای بصری شرقی کنار هم مینشینند.
اما قصه فقط برخورد شرق و غرب نیست.
آنچه در آثار متأخر او پررنگتر شده، بیرون کشیدن کاراکترهای آشنای فرهنگ عامه، بهویژه شخصیتهای کارتونی دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ میلادی، از جهان همیشگیشان است. طلوعیفرد آنها را وارد زندگی روزمره خودش میکند و بعد، با توجه به اقلیم و فرهنگی که در آن حضور دارد، داستان دیگری برایشان میسازد.
در این جهان، یک شخصیت کارتونی دیگر مجبور نیست در همان زمان و جغرافیایی باقی بماند که روزی در آن متولد شده است. میتواند به استانبول برود، میان نشانههای فرهنگی یک سرزمین دیگر قدم بزند، وارد یک اثر هنری متعلق به دورهای دیگر شود یا خودش را وسط یک موقعیت کاملاً امروزی پیدا کند.
جغرافیا در آثار طلوعیفرد نیز درست مانند کاراکترهایش ثابت نمیماند؛ عنصری سیال و روایی است که همراه با قصه حرکت میکند. همانطور که در دورهای استانبول به یکی از مهمترین پسزمینههای جهان تصویری او تبدیل شد، امروز ایران نیز میتواند وارد این جهان شود، بیآنکه آثارش به قالب محدود «هنر ایرانی» تقلیل پیدا کنند. این رفتوآمد میان شهرها، کشورها و اقلیمهای مختلف بخشی از شیوه کار اوست، نه نشانه وابستگی آثارش به یک جغرافیای خاص. از این منظر، حضور ایران در آثار جدید طلوعیفرد را هم میتوان ادامه طبیعی همان مسیری دانست که پیشتر شخصیتهایش را به استانبول و جغرافیاهای دیگر برده بود؛ فصلی تازه از همان روایت، نه آغاز مسیری جداگانه.
حروفی که قرار نیست خوانده شوند
برای رسیدن به این جهان رنگی و بازیگوش، باید کمی به عقب برگردیم.
یکی از ریشههای زبان بصری طلوعیفرد را میتوان در مواجهه خاص او با حروف پیدا کرد. فرم و انحنای حروف برای او از همان ابتدا الزاماً چیزی برای «خواندن» نبودند. او با نگاهی گرافیکی، حروف را از نقش معمولشان بیرون کشید و آنها را به بافت و عناصر ناب تصویری تبدیل کرد.
اینجا دیگر قرار نیست مخاطب حتماً کلمهای را بخواند یا معنای جملهای را کشف کند. پیش از هر چیز باید فرم را ببیند؛ حرکت حروف را دنبال کند و رابطه آنها را با باقی تصویر احساس کند.
همین نگاه، بعدها زمینهای شد برای ملاقات دو جهان ظاهراً دور از هم: فرمهایی با ریشههای شرقی و زبان مستقیم، رنگین و عامهپسند پاپآرت.
مسیری از اسطوره تا پاپ
رسیدن به این نقطه یک اتفاق ناگهانی نبود.
در نمایشگاه انفرادی «مشی و مشیانه»، طلوعیفرد به سراغ اسطوره آفرینش رفت و فرمهای خط را مستقیماً با تصویرسازی ترکیب کرد. این تجربه بعدتر در نمایشگاههایی مثل «من گرافیستم» و «مهر-بان» ادامه پیدا کرد؛ این بار با ترکیب فرمهای تایپوگرافیک و تصاویر چاپ سنگی.
هر کدام از این تجربهها بخشی از مسیری بودند که آرامآرام «تصویر» را به مرکز جهان هنری او آوردند. حروف هنوز حضور داشتند، اما دیگر مقصد نهایی نبودند؛ بخشی از جهانی بزرگتر شده بودند.
و این مسیر در نهایت طلوعیفرد را به همان جهان پررنگ، پرانرژی و بیمرزی رساند که امروز در آثار پاپآرت او میبینیم.
تنتن؛ همزاد هنرمند
از میان همه شخصیتهایی که به این جهان راه پیدا کردهاند، یک نفر جایگاه متفاوتی دارد: تنتن.
برای طلوعیفرد، تنتن فقط یک شخصیت مشهور کمیک یا یک آیکون جذاب برای استفاده در پاپآرت نیست. او بخشی از خاطره کودکی هنرمند است و در عین حال، چیزی از روحیه ماجراجویانه خود او را بازتاب میدهد.
شاید به همین دلیل باشد که طلوعیفرد خودش را بارها در ماجراهای تنتن تصور میکند.
در واقع تنتن کمکم به نوعی همزاد تصویری او تبدیل شده است؛ کاراکتری که میتواند به جای هنرمند سفر کند، وارد موقعیتهای مختلف شود و خاطرات، تجربههای روزمره و تخیلات او را زندگی کند.
این رابطه در دوران زندگی و فعالیت طلوعیفرد در ترکیه حتی از فضای تابلوها هم فراتر رفته است. نمایشگاهی که در سال ۲۰۲۲ با محوریت ماجراهای تنتن در استانبول شکل گرفت، به گفته خود هنرمند، باعث شد پیوند نام او و این شخصیت بسیار پررنگ شود؛ تا جایی که در بخشی از محیط هنری پیرامونش، خودش را هم با نام «تنتن» میشناسند.
پس دیگر با انتخاب یک کاراکتر محبوب روبهرو نیستیم. تنتن در جهان طلوعیفرد به یک واسطه تبدیل شده است؛ شخصیتی که میتواند جای هنرمند را بگیرد، سفر کند، زمان را پشت سر بگذارد و در موقعیتهایی قرار بگیرد که گاهی واقعیاند و گاهی کاملاً خیالی.
اگر شخصیتهای کودکی امروز کنار ما زندگی میکردند…
ایده مرکزی بخش مهمی از آثار طلوعیفرد را شاید بتوان با یک سؤال ساده توضیح داد:
اگر شخصیتهای دوران کودکی ما امروز در کنارمان زندگی میکردند، چه اتفاقی میافتاد؟
پاسخ او به این سؤال، مجموعهای از موقعیتهای تصویری است. کاراکترها وارد زندگی روزمره میشوند و متناسب با جغرافیایی که هنرمند در آن قرار گرفته، ماجرای تازهای را تجربه میکنند. اقلیم، اشیای روزمره، نشانههای فرهنگی و خاطرات شخصی، هر کدام چیزی به این داستان اضافه میکنند.
به همین دلیل، مکان در آثار او فقط یک پسزمینه تزئینی نیست.
هر جغرافیا میتواند داستان تازهای برای یک شخصیت آشنا بسازد. کاراکتر همان کاراکتر است، اما جهان اطرافش تغییر کرده؛ و همین تغییر ساده کافی است تا روایت کاملاً دیگری شکل بگیرد.
از قوطی سوپ وارهول تا چیزهایی که هر روز از کنارشان رد میشویم
بخش دیگری از نگاه طلوعیفرد به پاپآرت، به اندی وارهول و نگاه او به اشیای معمولی و محصولات مصرفی نزدیک میشود.
پرسشی که در این میان برای طلوعیفرد اهمیت دارد، در ظاهر بسیار ساده است: چرا چیزی که امروز آنقدر عادی و دمدستی است که حتی متوجه حضورش نمیشویم، نمیتواند روزی به چیزی ارزشمند تبدیل شود؟
یک کتاب قدیمی، یک عکس، یک پوستر فراموششده یا شیئی که همین امروز گوشهای از زندگی ما افتاده است، شاید در لحظه اهمیت چندانی نداشته باشد. اما زمان و بستری که آن شیء در آن ارائه میشود، میتواند رابطه ما را با آن کاملاً تغییر دهد.
چیزی که زمانی بخشی عادی از زندگی روزمره بوده، ممکن است بعدها به یک تصویر فرهنگی، خاطرهای جمعی یا حتی محصولی با ارزش تجاری تبدیل شود.
طلوعیفرد به این منطق نزدیک میشود، اما چیزی شخصیتر هم به آن اضافه میکند: نوستالژی.
در آثار او، شخصیت یا شیء آشنا فقط به دلیل جایگاهش در فرهنگ عمومی اهمیت ندارد؛ خاطرهای هم با خودش حمل میکند. چیزی که از جهان پاپ وارد تابلو شده، میتواند همزمان هم یک تصویر عمومی باشد و هم تکهای از حافظه شخصی یا حتی خاطره یک نسل.
پاپآرت بدون خشونت؛ ماندن در جهان کودکی
پاپآرت میتواند بیپروا باشد. خشونت، جنگ، سلاح، مسائل جنسی یا زبان تند، همه میتوانند وارد این جهان شوند و در بسیاری از آثار هنر پاپ و هنر معاصر هم شدهاند.
اما طلوعیفرد آگاهانه تصمیم گرفته به این سمت نرود.
جهانی که او ترجیح میدهد در آن بماند، همان جهان بازیگوشانهای است که ریشه در کودکی، خاطره و تخیل دارد.
شاید اینجا یکی از شخصیترین ویژگیهای آثارش آشکار شود. طنز و بازی برای او فقط راهی برای سرگرم کردن مخاطب نیستند؛ خودِ فرایند خلق اثر هم با همین حس همراه است.
گاهی همهچیز با یک فکر ساده شروع میشود: یک خاطره، یک شوخی یا تصور اینکه فلان شخصیت اگر در فلان موقعیت قرار بگیرد چه اتفاق بامزهای میافتد. همین لحظه میتواند جرقه یک نقاشی باشد.
در چنین فرایندی، اثر پیش از آنکه به فروش، گالری یا واکنش بازار فکر کند، از لذت خود هنرمند در ساختن آن موقعیت شکل میگیرد. بازیگوشی موجود در تابلوها بنابراین یک استراتژی تزئینی نیست؛ بخشی از تجربه شخصی هنرمند هنگام خلق اثر است.
«سفر در زمان»؛ وقتی تنتن وارد تاریخ هنر میشود
اما اگر تنتن میتواند از جغرافیایی به جغرافیای دیگر سفر کند، چرا نتواند در زمان هم حرکت کند؟
این بازی در نمایشگاه «سفر در زمان» شکل روشنتری پیدا کرد. در این مجموعه، شخصیتهای کارتونی آشنا، بهویژه تنتن و میکیماوس، این بار فقط وارد زندگی روزمره نشدند؛ آنها راهشان را به جهان آثار هنرمندان دیگر هم باز کردند.
تنتن ممکن است مقابل اثری از اندی وارهول ظاهر شود، وارد فضای تصویری ژانمیشل باسکیا شود یا سر از جهان روی لیختنشتاین و کیت هرینگ درآورد. گاهی فقط از مقابل یک اثر عبور میکند و گاهی خودش بخشی از ماجرای درون آن میشود.
اینجاست که عنوان «سفر در زمان» معنای روشنتری پیدا میکند.
شخصیتهایی که خودشان بخشی از حافظه فرهنگ عامهاند، میان دورهها، سبکها و جهانهای تصویری مختلف حرکت میکنند و وارد گفتوگویی خیالی با تاریخ هنر معاصر میشوند.
در واقع همان بازی قدیمی طلوعیفرد ادامه دارد: یک تصویر آشنا را از جای همیشگیاش بردار و جایی قرارش بده که انتظار دیدنش را نداری. بعد ببین چه داستانی شکل میگیرد.
سادگی به مثابه انتخاب
با همه این رفتوآمدها میان فرهنگها، دورهها و تصاویر، طلوعیفرد علاقهای ندارد جهان هنریاش را پیچیده جلوه دهد. برعکس، خودش از پیچیدگی فاصله میگیرد و سادگی، بازی و ارتباط مستقیم با تصویر را ترجیح میدهد.
شاید به همین دلیل است که شخصیتهای کارتونی تا این اندازه خوب در جهان او جا گرفتهاند.
آنها برای ورود به یک اثر به توضیح طولانی احتیاج ندارند. بسیاری از مخاطبان از قبل آنها را میشناسند؛ شاید حتی با آنها خاطره داشته باشند. طلوعیفرد همین حافظه مشترک را برمیدارد و با تغییر زمان، مکان و زمینه، قصه تازهای برایش میسازد.
جهانی میان خاطره و اکنون
در نهایت، آثار حمید طلوعیفرد محل ملاقات چند جهاناند: شرق و غرب، گذشته و اکنون، خط و تصویر، فرهنگ بومی و فرهنگ عامه جهانی، خاطره شخصی و حافظه جمعی.
اما شاید چیزی که همه این جهانها را به هم وصل میکند، یک مفهوم ساده باشد: بازی.
در این جهان، تنتن میتواند از صفحات کمیک بیرون بیاید و در خیابانهای استانبول قدم بزند. میتواند چند دهه در زمان حرکت کند و ناگهان مقابل اثری از وارهول قرار بگیرد یا وارد جهان باسکیا و لیختنشتاین شود. یک حرف میتواند بدون آنکه خوانده شود به تصویر تبدیل شود و یک شخصیت کارتونی متعلق به خاطرات کودکی، حامل تجربه امروز یک هنرمند باشد.
و شاید جذابیت جهان طلوعیفرد دقیقاً همینجاست؛ اینکه برای ورود به آن لازم نیست همهچیز را پیچیده کنیم.
گاهی کافی است یک شخصیت قدیمی را از جایی که همیشه بوده بیرون بیاوریم، او را در زمان و مکانی تازه رها کنیم و ببینیم این بار چه ماجرایی برایش اتفاق میافتد.


English