آیدین آغداشلو (زادهٔ ۸ آبان ۱۳۱۹ در رشت) نقاش، گرافیست، طراح، نویسنده و منتقد هنری و سینمایی ایرانی و از چهرههای اثرگذار هنر معاصر ایران است. او در کنار فعالیت هنری، نقشی مهم در مدیریت و شکلگیری نهادهای هنری ایران داشته و در سال ۱۳۹۴ نشان «شوالیه هنر و ادب» فرانسه را دریافت کرده است.
آغداشلو از نوجوانی وارد دنیای هنر شد. پس از مهاجرت به تهران، خیلی زود به طراحی گرافیک، تصویرگری کتابهای درسی و فعالیت در مطبوعات روی آورد؛ نخستین اثرش را در ۱۴سالگی فروخت و از ۱۶سالگی بهصورت حرفهای کار کرد. مدتی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحصیل کرد، اما تحصیل را نیمهتمام گذاشت و از دهه ۱۳۴۰ با نوشتن نقدهای هنری و ادبی وارد فضای روشنفکری شد. علاقه او به نسخههای خطی و آثار کهن و تجربه مرمت آنها، بعدها در شکلگیری نگاه ویژهاش به مفهوم فرسایش، زوال و انهدام تدریجی در نقاشیهایش نقش مهمی داشت.
در دهه ۱۳۵۰، آغداشلو علاوه بر تدریس در هنرستان هنرهای زیبا و دانشکده هنرهای تزئینی، در تلویزیون ملی ایران برنامههای هنری تولید کرد. او در گردآوری آثار هنری و راهاندازی نهادهای مهم هنری نقش داشت؛ از جمله از دستاندرکاران تأسیس موزه هنرهای معاصر تهران بود و برای مدتی کوتاه ریاست آن را بر عهده داشت، همچنین سرپرستی موزه رضا عباسی را نیز بر عهده داشت و در شکلگیری چند موزه دیگر از جمله آبگینه و سفالینه مشارکت کرد. نخستین نمایشگاه انفرادی او در سال ۱۳۵۴ در انجمن ایران و آمریکا برگزار شد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، مدتی با رکود کاری روبهرو شد، اما از سال ۱۳۵۸ به گرافیک، نقاشی و تدریس خصوصی روی آورد. در اوایل دهه ۱۳۶۰ با صدا و سیما همکاری پژوهشی و فیلمنامهنویسی داشت، از جمله درباره تاریخ خط، و در تولید مجموعه تلویزیونی «به سوی سیمرغ» درباره تاریخ نقاشی ایران مشارکت کرد. او همچنین کارگاه آزاد نقاشی «هنرکده زنگار» را تأسیس کرد که به یکی از مراکز مهم آموزش نسل جدید نقاشان نوگرای ایران بدل شد. آغداشلو در سالهای بعد بهعنوان نمایشگاهگردان و برگزارکننده نمایشگاههای هنر ایران در خارج از کشور نیز فعال بود و نمایشگاههایی از هنر ایران را به چین، ژاپن و ایتالیا برد. او سالها با ماهنامه «فیلم» بهعنوان نویسنده و طراح جلد همکاری داشت. با وجود جایگاه گستردهاش، او در ایران تنها دو نمایشگاه انفرادی برگزار کرده است: یکی در سال ۱۳۵۴ و دیگری در سال ۱۳۹۳.
ویژگی اصلی هنر آغداشلو تلفیق مهارت استادانه در نقاشی کلاسیک با فضایی سوررئال، وهمآلود و فرسوده است. در دوره پیش از انقلاب، آثارش بیشتر تحت تأثیر رنسانس ایتالیا و نقاشی فلاندری بود، اما با الهام از سالوادور دالی و سپس جورجو دِ کیریکو، به سمت فضاهای خیالی، اشیای معلق و پیکرههای بیچهره گرایش یافت. مفهوم «نابودی تدریجی زیبایی» به هسته مرکزی آثار او بدل شد؛ نقاشیهایی که گویی عمداً خراشیده، ترکخورده یا در حال محو شدناند. پس از انقلاب، عناصر هنر ایرانی مانند نگارگری و خوشنویسی جای ارجاعات مستقیم به هنر اروپایی را در آثارش پررنگتر کردند. او بیشتر با گواش روی بوم کار میکند و گاه از رنگهای ملایمی مانند فیروزهای برای ایجاد تضاد میان آرامش بصری و اندوه مفهومی آثار بهره میگیرد.
از مهمترین مجموعههای او میتوان به «خاطرات انهدام»، «سالهای آتش و برف»، «فاجعه آخرالزمان»، «معما»، «شفاعت فرشتگان» و «یادداشتهای باغ ملک» اشاره کرد. دو مجموعه «خاطرات انهدام» و «سالهای آتش و برف» از شاخصترین مجموعههای هنر نوگرای ایران به شمار میآیند. بخشی از آثارش در موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری میشود و بسیاری نیز در مجموعههای خصوصی قرار دارند. یکی از آثار او با عنوان «خاطرات امید» رکورد فروش حراج تهران را به خود اختصاص داد.
آغداشلو علاوه بر نقاشی، نویسندهای پرکار است و صدها مقاله و چندین کتاب در زمینه نقد هنری، سینما، تاریخ هنر و خاطرهنویسی منتشر کرده است؛ از جمله «از خوشیها و حسرتها»، «آقا لطفعلی صورتگر شیرازی»، «سالهای آتش و برف»، «گفتارها و گفتگوهای دیگر»، «آسمانی و زمینی» و «این دو حرف».
در زندگی شخصی، او در سال ۱۳۵۱ با شهره آغداشلو ازدواج کرد که این ازدواج در ۱۳۵۹ پایان یافت. در سال ۱۳۶۰ با فیروزه اطهاری ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد. او در تهران زندگی میکند و بیشتر وقت خود را در آتلیه شخصیاش، در میان اشیای قدیمی الهامبخش، به کار و پژوهش هنری میگذراند.
در کنار تحسینها، برخی منتقدان آثار او را به دلیل اقتباس گسترده از آثار کلاسیک و سوررئالیستی، بهویژه دِ کیریکو، بیشتر فرمی تا مفهومی دانستهاند.


English