واحد خاکدان (۷ آذر ۱۳۲۹ – ۱ آبان ۱۴۰۴) نقاش برجسته ایرانی بود که آثارش بیشتر با رویکردی هایپررئالیستی و فضایی رازآلود شناخته می‌شود. او هنرمندی بود که اشیای ساده و روزمره را به سوژه‌هایی عمیق، شاعرانه و تأمل‌برانگیز تبدیل کرد و از خلال آن‌ها به مفاهیمی چون گذر زمان، خاطره، مهاجرت، فقدان و ناپایداری زندگی پرداخت.

خاکدان در خانواده‌ای مهاجر و هنری در تهران به دنیا آمد. پدرش، ولی‌الله خاکدان، از طراحان صحنه تئاتر بود و همین باعث شد او از کودکی در فضای پشت‌صحنه تئاتر، میان دکورها و اشیای صحنه رشد کند؛ تجربه‌ای که بعدها تأثیر عمیقی بر نگاه نمایشی و چیدمان‌محور آثارش گذاشت. او از نوجوانی استعداد خود را در نقاشی نشان داد؛ در سیزده‌سالگی در اردوی هنری رامسر مدال طلا گرفت و به پیشنهاد غلامحسین نامی وارد هنرستان هنرهای زیبای پسران شد. در آنجا زیر نظر محمدابراهیم جعفری آموزش دید و در سال ۱۳۵۰ فارغ‌التحصیل شد. سپس در دانشکده هنرهای تزئینی در رشته معماری داخلی ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۵۵ دانش‌آموخته شد.

نخستین نمایشگاه انفرادی او در ۱۳۵۳ در گالری سیحون برگزار شد. آثار اولیه‌اش گرایش‌هایی انتزاعی و بعدها سوررئالیستی داشتند، اما از اواسط دهه ۱۳۵۰، به‌ویژه تحت تأثیر تجربه سربازی و مواجهه با فقر و تنهایی در شهرهای دورافتاده، عناصر واقع‌گرایانه و فضاهای وهم‌آلود به کارش راه یافت. انقلاب ۱۳۵۷ نیز بر مضامین اجتماعی آثارش اثر گذاشت. در این دوره، اتاق‌های خالی، چمدان‌ها، لباس‌ها، تخت‌ها و اشیای رهاشده به عناصر اصلی نقاشی‌هایش بدل شدند؛ فضاهایی که هم‌زمان واقعی و سوررئال به نظر می‌رسیدند.

او برای تأمین معاش، سال‌ها در زمینه طراحی صحنه، لباس و ماسک برای تئاتر و نیز تصویرگری کتاب کودک فعالیت کرد و با ناشرانی در ایران و اروپا همکاری داشت. از جمله آثار نمایشی او می‌توان به طراحی برای نمایش‌هایی در تئاترشهر در اوایل دهه ۱۳۶۰ اشاره کرد. همچنین بیش از چهل تصویرگری برای کتاب‌های کودک در کارنامه‌اش ثبت شده است.

خاکدان در سال ۱۳۶۳ به آلمان مهاجرت کرد و فعالیت حرفه‌ای خود را آنجا گسترش داد. نخستین نمایشگاهش در آلمان در سال ۱۳۶۴ در مرکز فرهنگی اوبرهاوزن برگزار شد و این آغاز حضور گسترده او در صحنه هنری اروپا بود. او در طول فعالیت حرفه‌ای خود نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی متعددی در ایران، آلمان و دیگر کشورها برگزار کرد و آثارش در فضاهای هنری گوناگون به نمایش درآمد. پس از مهاجرت، به خلق نقاشی‌های بزرگ‌مقیاس رنگ‌روغن پرداخت؛ آثاری که اتاق‌هایی نیمه‌تاریک با نور گرم و کم‌جان، پرسپکتیو تک‌نقطه‌ای و انبوهی از اشیای قدیمی، فراموش‌شده و خاطره‌انگیز را نشان می‌دهند: چمدان‌ها، قاب عکس‌ها، نامه‌ها، اسباب‌بازی‌ها، لباس‌ها و صندوقچه‌ها. این اشیا با دقتی وسواس‌گونه و جزئیاتی چشمگیر تصویر می‌شوند، اما برخلاف ظاهر فوتورئالیستی، اغلب زاییده تخیل او هستند و نه برگرفته از عکس یا مدل. همین ترکیب واقع‌نمایی دقیق با فضایی ذهنی و تعلیق‌گونه، به آثارش حال‌وهوایی نزدیک به رئالیسم جادویی می‌دهد.

مضمون محوری آثار او ناپایداری انسان و اشیا در گذر زمان و پیوند عاطفی انسان با چیزهایی است که سرانجام از دست می‌روند. تجربه مهاجرت شخصی و خانوادگی‌اش در این نگاه نقشی اساسی داشت. «وطن» در آثار او مفهومی ثابت و جغرافیایی نیست، بلکه فضایی ذهنی و بینابینی است؛ جایی میان گذشته و حال، ایران و آلمان، خاطره و واقعیت. او به‌جای روایت مستقیم تاریخ شخصی یا ملی، تکه‌های شکسته خاطره را از طریق اشیا کنار هم می‌نشاند و جهانی می‌سازد که هم نوستالژیک است و هم ناآرام.

از مجموعه‌های شاخص او می‌توان به «چمدان و فراموشی» (گالری هما، ۱۳۸۸) و «یک روز در بهشت» (گالری ماه، ۱۳۹۱) اشاره کرد. مجموعه آثارش برای نخستین‌بار در ایران در سال ۱۳۹۱ توسط نشر پیکره منتشر شد. کتاب‌ها و آلبوم‌های دیگری از آثار او نیز در سال‌های بعد به چاپ رسید. او همچنین برای فیلم مستند «اسبی که شیهه نمی‌کشد» (پرتره واحد خاکدان) جایزه‌ای از جشنواره فیلم‌های تجسمی فجر دریافت کرد.

واحد خاکدان در ماه‌های پایانی عمر با سرطان مری دست‌وپنجه نرم می‌کرد. او در ۱ آبان ۱۴۰۴ در تهران درگذشت و پیکرش از خانه هنرمندان ایران به قطعه هنرمندان بهشت زهرا بدرقه شد. آثار او امروز به‌عنوان روایتی بصری از حافظه، فقدان و زندگی در تبعید، جایگاهی ویژه در نقاشی معاصر ایران دارند.